الملا فتح الله الكاشاني
73
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
انبيا را جايز نيست كه بر ملت كفر بوده باشند ليكن قوم شعيب تغليب جماعت كردند بر واحد يا بنا بر عقيده فاسدهء خود كه شعيب اول مذهب ايشان داشته باشد خطاب كردند او را و مؤمنان را بخطاب مذكور و شعيب نيز جواب اين خطا برابر طبق سؤال ايشان داده * ( قالَ ) * فرمود از روى انكار كه * ( أَ وَلَوْ كُنَّا ) * آيا اگر چه هستيم * ( كارِهِينَ ) * ناخواهان يعنى چگونه عود كنيم در ملت شما از روى رغبت و حال آنكه ما كاره آنيم و يا آنكه بطوع و رغبت خود بدين شما در نياييم زيرا كه بطلان آن را شناختهايم مگر كه شما بجبر و قهر خواهيد كه ما را بدين خود درآريد * ( قَدِ افْتَرَيْنا ) * بدرستى كه افترا كرده باشيم و بر بافته * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خداى دروغ را * ( إِنْ عُدْنا ) * اگر باز گرديم ما * ( فِي مِلَّتِكُمْ ) * در كيش شما * ( بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّه ) * پس از آنكه رهانيده است ما را خداى * ( مِنْها ) * از ملت شما بايضاح ادله و اظهار معجزه بر بطلان آن و حقيت ايمان در وسيط آورده كه مدعاى قوم شعيب آن بود كه حقتعالى ايشان را امر كرده است كه بر طريقه كفر باشند و بدين سبب آن را ملة ميگفتند پس شعيب فرمود كه عود با ملت شما و اعتقاد كردن به اينكه اين ملت مأمور بها است افتراست بر خدا و بدانكه اذ نجانا اللَّه شرط است و جواب آن محذوف و دليل آن قد افترينا است و افترينا مستقبل است زيرا كه افترا واقع نشده بود و ليكن آن را كالواقع گردانيده به جهت مبالغه و قد در آن در سر آورده تا مقرب آن باشد به زمان حال * ( وَما يَكُونُ لَنا ) * و نشايد و روا نباشد ما را * ( أَنْ نَعُودَ فِيها ) * آنكه باز گرديم بملت كفر إلا أنّ يشاء اللَّه ربّنا مگر آنكه خواهد خدايى كه پروردگار ما است اين استثنا به جهت قطع طمع ايشانست در عود چه عود را تعليق كرده بر آنچه محال باشد كه مشيت و ارادهء او سبحانه به آن تعلق گيرد زيرا كه ارادهء كفر قبيح است و قبح بر او سبحانه محالست و توقف وجود شيء بر امر محال محال است پس اين از قبيل ( لا يدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط ) باشد و ملخص معنى آنست كه هم چنان كه محال است كه مشيت الهى متعلق شود بر تمكين شما و اكراه و اجبار ما و تخليه نمايد ميان ما و شما كه اين هنگام از روى اكراه عود كنيم باظهار ملت شما و كريمهء او لو كنا كارهين مقوى اينست و يا مراد بملت احكامى است كه باختلاف مذاهب مختلف نشود مانند رد وديعت يعنى عود نميكنيم به ملت شما مگر آنكه حقتعالى خواهد كه متعبد شويم بحكمى از احكام شما و به آن عمل نمائيم و يا ضمير فيها راجع بقريه است كه قبل از اين گذشته پس معنى آنست كه ما عود نكنيم بقريهء شما بعد از آنكه